سه ماهگیت مبارک
عزیز دلم غنچه مامان سه ماهگیت مبارک باشه...احساس خوب داشتنت برام هرروز بیش از پیش میشه و لحظه هارو سپری میکنم به امید روزهای قشنگ آینده که حرف زدنتو راه رفتنتو و بازی کردنتو ببینم..روزی که با دستای کوچولوت بپری تو بغلم و بگی مامان آرزومه..ایشالا همیشه در پناه خدا سالم باشی گلم.
این روزها هم کلی مارو مشغول خودت کردی خانوم و من باید از صبح کله سحر بعضی وقتا 4 صبح در خدمت شما باشم تا آخر شب که دوباره میخوای بخوابی..و تقریبا به کارهای خودم نمیرسم..ماه رمضان هم اومده و بابایی روزه میگیره و کمتر میتونه به من کمک کنه..یه موقع هایی که خوابت میاد البته ممکنه بخوابی از ساعت 4 بعداز ظهر تا فرداش که من اون موقع میتونم چند تا کار دیگه هم انجام بدم ولی باید شب زود بخوابم چون شما قراره فردا صبحش زود بیدار شی.
صداهای بیشتر و متنوع تری از خودت در میاری و بعضی هاش تقریبا شبیه اعتراضه و کمی خنده دار و وقتی هم میخوای بخوابی پستونک رو که تو دهنت میذارم شروع میکنی به صدای مممممم...ممم..مممم و من میمیرم برا اون صدای سوزناکت .دستت هم که همچنان میخوری و دست و پاهات هم خیلی قوی تکون میدی و پاهات رو محکم میبری بالا و میزنی زمین.
موهای خوشگلت هم که از همون روز اول مشکی بود و زیاد داره میریزه فعلا دور سرت و پشتش داره خالی میشه و کنار سرت که بلند شده فر خورده.
با عروسکهای پولیشیت سرگرمت میکنیم و برا اونا هم دست و پا تکون میدیو میخندی البته اگه حوصله داشته باشی.ی بازی توپ توپی هم تو موبایل من هست که از همون ماه اول نشونت میدادم که رنگها رو بشناسیو حرکت چشمات قوی بشه .الانم ازش خوشت میاد و تا وقتی نشونت میدم چشم ازشون برنمیداری و وقتی خسته میشی یک کم غر میزنی که اون موقع میفهمم دیگه بسه.
حموم رفتن هم که کلا دوست داری فکر کنم ولی تا وقتی که آب روی سرت نریختم و بعد ازاون میترسی و گریه میکنی و توحموم کلا وقتی وارد میشی مشتاتو محکم میبندی که اصلا نمیتونیم بازش کنیم که دستتو بشوریم بعد از حمام هم باید سشوار و شیرت آماده باشه وگرنه گرییییهههه داریم.وقتی هم پوشکتو عوض میکنیم اگه بریم بشوریمت خوشت میاد و میخوای همونجا زیر آب بمونی برای همین بعدش که شستنت تموم میشه و میگذاریمت زمین ی گریه خنده دار میکنی یعنی چرا تموم شد میخوام برگردم منو بشورییید.




سه ماهگیت مبارک 




